خرید بک لینک
خب من نمیدونم چجوری شروع کنم الان چون فعلا قصد نوشتن نداشتم :)) جقیقتش خب بهتره از وضعیت پام شروع کنم ... زخمم تقریبا دیگه خوب شده ...الان وقتی عکسای روزای اولمو میبینم وحشت میکنم که چجوری این زخمو میشستم...چه دردی میکشیدم ... الان دیگه در حد ناخن انگشت شست شده زخم و روشم بسته شده ،اما خب باز میشورم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

داره برف میباره ...مثل چند هفته پیش ...اما قبلش بارون بارید و هوام اونقدری سرد نیست که رو زمین بشینه ... همیشه سردی هوا رو به گرماش ترجیح میدم ...اما اگه بخام تو یک فصل دنیا متوقف بشه قطعا فروردین یا اردیبهشت رو انتخاب میکنم ... اما از گرمای اینجا خوشم نمیاد ...هرچند هر فصلی خوبیای خودشو داره ... پا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

بعضی وقتام هست مثه الان ،که آدم با خودش میگه کاش یکی بود که ارومم کنه ... فردا امتحان ریاضی دارم ،هیچی هم نخوندم! من وقتی میگم هیچی یعنی اصلا جزوه رو نگام نکردم :| دلم خوش بود که برگه پاسخنامه رو سیا کنم و شاید ده بگیرم اما ظاهرا استاد گفته فقط کسایی که 9 گرفتن رو 10 میده :| منم قطعا نیم هم نمیگیرم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

اوه ... من کلا حواسم به وبلاگم نبوده این اواخر ....اصلا هم قصد نوشتن نداشتم و نیازی نمیدیدم اینروزا ...تا اینکه همین الان کامنتی دیدم که منو شوکه کرد ... اخرین باری که نوشتم قبل امتحانات بوده انگار .... امتحانا رو خوب دادم ،زیاد درس نخوندم اما خوب بود در کل ...بهتر از چیزی بود که فکر میکردم .... ت

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

بعضی وقتها با یه چیزه کوچیک آدم بهم میریزه... مثل الان...هرچند هرچقد که ازش وقت بیشتری میگذره تبدیل میشه به یه چیزه بی اهمیت تر و بی اهمیت تر... با این حال بهونه ای شده که بیام اینجا... اگه طبق روال گذشته بخاد پیش بره قرار فردا بدشانسی بیارم..ولی اگه معجزه بشه و همه چی درست پیش بره ممکنه فردا روز خو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

بلاخره وقت آزاد پیدا کردم برا نوشتن ...اونم بخاطر اینکه امشب شبِ چهاردهم ماه رمضونه و اینجا مراسماتی هست که من تو مغازه سرم خلوت تر شده ... ماه رمضونه و حال و هوای خاص هر سالش ...خاطراتی که همیشه با ماه رمضون داشتم ...خیلیاش شیرین بوده ... خیلی برام جالبه که تازگیا اصلا دیگه با به گذشته فکر کردن د

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:23

صفحه بندی